از زندگي‌نامه‌هاي شرقي و غربي را گردآورد.1 رحله‌ٴ تيجاني تونسي حاوي اطلاعات تاريخي‌ باارزشي در مورد دولت حفصي است‌. بَلَوي و ابوحيان از غرناطه برخاستند، ولي بخش عمده‌ٴ عمرشان را در شرق گذراندند. بَلَوي شرح سفرهايش و به‌ويژه كساني را كه ملاقات كرده بود نوشت‌. يك تاريخ اسپانيا كه اكنون مفقود است‌، به ابوحيان منسوب است‌. او در قاهره سكونت‌ گزيد و در همان‌جا درگذشت‌.
از شش تن مغربي كه در بالا ذكر كرديم‌، چهار نفرشان بخشي از عمر خود را در شرق گذراندند يا توجه عميق هم به مسايل شرق و هم غرب داشتند. اين بيهودگي تلاشي را كه براي جدا كردن‌ مغرب از مشرق شده نشان مي‌دهد، ولي به صورتي كه من تقسيم كرده‌ام‌، دو گروه چنان در كنار يكديگرند كه خواننده بي هيچ زحمتي مي‌تواند به سراغ يكي برود و دوباره برگردد.

د. قلمرو شرقي اسلام‌

تعداد مورخان قلمرو شرقي اسلام چندان زياد است كه براي وضوح بيشتر بهتر است آنها را به‌ چهار گروه تقسيم كنيم‌: 1) عربستان‌، 2) قلمرو مماليك‌، 3) عراق‌، 4) ايران‌. مورخان سه گروه‌ نخست به زبان عربي نوشتند و گروه چهارم به فارسي‌.
1. عربستان‌. تاريخ سياسي و ادبي يمن تا سال 1323 م‌/724 ه ق توسط جَنَـدي نوشته شد. شخص ديگري آن را تا سال 1335 م‌/ 736 ه ق دنبال كرد.
2. قلمرو مماليك‌. طبق معمول گروه قلمرو مماليك مهم‌ترين است و شامل افرادي بيش از همه‌ٴ سه گروه ديگر مي‌شود. اين كاملاً بديهي است‌، چون بسياري از مراكز فرهنگي اسلام‌، مانند قاهره‌، اسكندريه‌، بيت‌المقدس‌، دمشق و حلب در زير فرمان مماليك بود.
ابن منظور (سيزدهم ـ 2) و بِرزالي تاريخ‌هاي محلي نوشتند، اولي تاريخ دمشق و بغداد را نوشت‌؛ تاريخ دمشق تلخيص تاريخ ابن عساكر (دوازدهم ـ 2) بود؛ برزالي ملحق يا تكمله‌اي بر تاريخ دمشق ابوشامه (سيزدهم ـ 2) نوشت‌. اين تاريخ‌ها بيشتر مجموعه‌اي بود از زندگي‌نامه‌ٴ علما، كه در سايه‌ٴ تلاش آنان دمشق و بغداد محراب و ملجأ ساير علما، فقها، شعرا، هنرمندان و فضلا شده بود.
اَدفَوي شرح حال مشاهير مصر عليا و هم‌چنين مشاهير قرن هفتم (يعني سيزدهم ميلادي‌) را گردآورد. وفيات الاعيان ابن خلكان (سيزدهم ـ 2) كه در سال 1274 م‌/ 673 ه ق تأليف شده‌، دوبار تكميل شد، يك بار به اهتمام ابن موفق فضل‌الله بن ابي محمد كه شرح حال مشاهير درگذشتگان قلمرو مماليك در فاصله‌ٴ سال‌هاي 1261 و 1325 م‌/ 660 و 726 ه ق را گرد آورد و


1. كتاب وي كه بيش از آن كه به سفرنامه شبيه باشد، كتاب رجال است‌، ملاٴ العيبة نام دارد. ــ و.